مسئول روابط عمومی هیات شنای استان گلستان:
در حد بضاعت و امکانات باید از شنا توقع داشت
دومین دوره المپیاد ایرانیان در رشته شنای دختران و در رده سنی زیر 10 و 12 سال، روزهای 10 تا 14 تیر ماه در تهران برگزار شد. در این دوره از رقابت ها تیم 6 نفره شنای استان گلستان که برای اولین بار در آن شرکت می کرد، به مقام چهاردهم تیمی دست یافت.
مسوول روابط عمومی هیات شنا، شیرجه و واترپلوی استان گلستان در گفت و گو با ایرنا گفت: قبول داریم که مقام درخور توجهی به دست نیامد، ولی باید توجه داشت که در حد توان، بضاعت و امکانات باید از ما انتظار داشت و کسب مقام چهاردهم در بین 22 تیم برای شروع نتیجه بسیار خوبی است.
جواد سلطانی افزود: این تیم تنها با 6 روز تمرین در المپیاد ایرانیان شرکت کرد و به نظر من بهترین نتیجه ممکن را به دست آورد.
وی ادامه داد: ارزش کار این نوجوانان زمانی مشخص می شود که بدانیم تیم گلستان بالاتر از تیم هایی همچون مازندران، گیلان، مرکزی و کرمانشاه قرار گرفت.
سلطانی اضافه کرد: تعداد استخرهای مازندران و گیلان قابل قیاس با گلستان نیست ولی این بچه ها توانستند مقامی بهتر از این دو استان را کسب کنند.
وی در رابطه با انتظارات از هیات شنا افزود: با توجه به اینکه این تیم مکانی برای تمرین نداشته و تنها 6 روز در اردو بوده است، نباید از این تیم انتظار کسب مدال داشت.
روابط عمومی هیات شنا ادامه داد: با توجه به اینکه شنا یک رشته رکوردی محسوب می شود و برای اینکه یک شناگر بتواند فقط یک ثانیه رکورد خود را بهبود ببخشد ماهها تمرین لازم است، مطمئن هستیم اگر امکانات در اختیار این هیات قرار گیرد، سال بعد این مقام را تک رقمی می کنیم و دو سال بعد روی سکو خواهیم بود.
گفتنی است تیم شنای دختران زیر 10 و 12 سال استان گلستان با 6 شناگر به نام های نازگل یحیایی، پریناز تجری، سید فاطمه حسینی، رقیه سادات موسوی، فاطمه صالحی و فاطمه السادات سوخته سرایی به مربیگری خانم پویش هاشمی زاده و سرپرستی خانم بنی السادات حسینی در دومین دوره المپیاد ایرانیان شرکت کرد.
همچنین نازگل یحیایی توانست در رقابت های انفرادی، بین 46 شناگر مقام 21 را به دست آورد.
«شانس یک بار در خانه را میزند». شاید این جمله را بارها شنیده باشیم وحتی برای بسیاری تجربه شده باشد. ولی عدهاي هستند که به شانس هم اعتقادی ندارند. به هر جهت در زندگي روزمره، فرصتها در قالب شانس به ما رو ميكنند، در حالي كه چشم بر بسياري از آنها بستهايم. اما هميشه آنهايي موفقند كه از كوچكترين فرصت به بزرگترين و بهترين شكل بهره ببرند.
امروزه ورزش حرفهای و پرداختن به آن، جدا از بحث تبلیغاتی به صنعت پررونقی تبدیل شده که از ورزشکار گرفته تا باشگاه، مدیر برنامه و تمام عواملی که با آن در ارتباط هستند، از این صنعت بهرهمندند. در همین رابطه برگزاری رقابتهای ورزشی، هر اندازه که برای برگزار کنندگان آن هزینه بر است، ولی در آمدهای این رقابتها میتواند منبع درآمد خوبی باشد و هزینه های صرف شده را پوشش دهد.
پرداختن به بحث حامی مالی تیم های ورزشی در استان گلستان، به یک بحث نخ نما و کهنه ای تبدیل شده که از چندین سال پیش تا به امروز همواره نقل محافل ورزشی و غیرورزشی می باشدو بحثی که انگار قرار نیست به سرانجامی برسد و باید به دغدغه مدیران ورزشی، این بحث را هم اضافه کرد.
حامی مالی بسکتبال شاید گل سرسبد این بحث ها باشد. چه آنکه مدیرانی که به مسند قدرت در استان می رسند و یا می خواهند برسند از این بحث به عنوان کاتالیزور در روند تسریع دست یافتن به ریاست استفاده می کنند و چه آنکه بسکتبال گرگان ریشه در خانواده ها دارد.ادامه مطلب
هر نقطه در دنیا را با ویژگی خاصی که مربوط به هنر، آداب و سنن و... آن سرزمین می باشد، می شناسند که این خصلت میتواند مثبت یا منفی باشد. به عنوان مثال، مردم کشور اسکاتلند به خساست معروف هستند و برزیل به کشور قهوه شهرت دارد. آلمانها به انضباط و البته ايرانيان به هنر.
بعضی از ورزشها نیز به همین صورت به یک کشور خاص تعلق دارد. مانند بسکتبال که تقریباً ورزش اول کشور ایالات متحده است و هر کسی که بخواهد مثالی از بالاترین سطح لیگ بسکتبال بیاورد بدون شک به NBA اشاره خواهد کرد و همچنین ورزش کشتی که به ایران و روسیه (داغستان) تعلق دارد و .... البته شاید زمانی بود که تیم والیبال ایتالیا در مسابقات لیگ جهانی حرف اول را می زد، ولی اکنون به علت پیشرفت سایر کشورها در این رشته، فقط نامی از آن تیم باقی مانده است.
زمانی یک ورزش به ورزش اول یک منطقه تبدیل می شود که مسولان تمام توان خود را به کار گیرند و تلاش کنند که هر روز کیفیت کار خود را بالاتر برده و هیچگاه میدان را به حریفان ندهند. همواره مربیانی برای پرورش استعدادهای نوجوانان و جوانان به کار گیرند و بیشترین سرمایه گذاری را متوجه پشتوانه سازی کنند.
بارزترین مثالی را که میشود در داخل کشور به آن اشاره کرد، شهر اصفهان است. در اصفهان بهترین و بادانشترين مربیان در سطوح پایه کار می کنند و همواره پشتوانه هایی برای ورزش قهرمانی پرورش ميدهند و کسب اکثر مقامهای قهرمانی در بسياري از رشتههاي ورزشي در سطح کشور دستاورد اين حركت سازنده است.
در گلستان خودمان این عبارت را به کرات شنیدهایم: «گنبد، پایتخت والیبال ایران»، «گرگان، پایتخت بسکتبال ایران» و این جمله آخر را چند روز پیش دیدم: «نوکنده، پایتخت کشتی ایران».
این بدان معنی است که بيشترین سرمایه گذاری در این رشتههای ورزشی در این خطه انجام می گیرد و اکثر قهرمانان این رشته در داخل کشور گلستاني هستند. ولی آیا با توجه به تعاریف فوق میتوان به صحت این عبارات شک نکرد؟
در سالیان نه چندان دور گرگان و گنبد میتوانستند لقب پایتخت بسکتبال و والیبال لقب بگیرند، ولی اکنون چطور؟ گرگان زمانی به واقع پایتخت ژیمناستیک ایران بود. دوراني كه از 5 ژيمناست تيم ملي بانوان، 3 نفر به گرگان تعلق داشتند. ولي در حال حاضر ...؟
گرگانی و گنبدی که بر سر تحت پوشش نگرفتن تیم دعواست و هر نهادی از زیر بار این مسئولیت شانه خالی میکند، چگونه میتوانند پایتخت باشند؟ و آیا در این چند سال اخیر چند بار تیمهای پایه این دو شهر در رقابت های کشوری توانسته اند به مقام های قابل توجهی دست پیدا کنند. 2 سال پیش که تیم بسکتبال گرگان زیر نظر هیات بسکتبال بود از 5 بازیکن اصلی خود، فقط 2 نفر بومي بودند که از آن 2 نفر، یکی را هم سال گذشته از دست دادند. سال گذشته هم که بازیکنان بومی بیشتری به میادین پا گذاشتند، نتیجه اش مقام ششمی بود که برایشان به دست آمد. والیبال گنبد که در 2 سال گذشته با نام استقلال در رقابتهای لیگ شرکت كرده، نتوانسته است حتي جزو تیمهای میانهی جدول هم نباشد و زمانی صحبت از انحلال این تیم، نيز به میان آمد.
از ديد نگارنده، گرگان و گنبد فقط از حیث تماشاچی و علاقمند، پایتخت های ایران هستند و هیچ کس نمی تواند در این قضیه شکی به خود راه دهد که بسیاری از نقاط ایران حسرت داشتن چنین تماشاچیان و علاقمندانی را دارند ولی در همین گرگان و گنبد، مسئولين امر قدرشان را نمیدانند و زمانی که تیمهای ورزشی شکست میخورند و تماشاچیان ناراحتی خود را به انحاء مختلف نشان می دهند، مورد بی مهری مسئولین قرار میگیرند به طوری که در پایان یکی از بازیهای بسکتبال که شهرداری شکست خورد و تماشاچی ناراحت، عزیزی گفت که «دیگر تماشاچیان را به سالن راه نمیدهیم.»
زمانی گرگان و گنبد پایتختهای بسکتبال و والیبال ایران می شوند که چندین بازیکن این استان در بهترین تیم های لیگی بازی کنند. البته شرایط گنبد خیلی بهتر از گرگان است و عده زیادی از جوانان این خطه در تیم های لیگی بازی می کنند. باید در این دو شهر، مربیهای پشتوانه ساز تربیت کرد تا کار آنان طي چند سال آینده به ثمر بنشیند و بسکتبال و والیبال گلستان جایگاه واقعی خود را در کشور بدست بياورند. رندي ميگفت: «با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود».
شايد کمترکسي فکر مي کرد که تيم شهرداري گرگان بازي دوم خود با آرارات تهران را با اختلاف فاحشي برنده شود و کار به بازي سوم بکشد، در حالي که بازي اول درگرگان با شکست ميزبان همراه بود ولي در بازي برگشت، شهرداري جبران مافات کرده و نتيجه را به بازي نهايي موکول کرد.
اين بازي روز پنج شنبه در گرگان در حالي آغاز شد که ...
تیم شهرداری گرگان در مرحله پلی آف رقابت های لیگ برتر بسکتبال کشور بازی را به حریف خود ارارات تهران واگذار کرد.
در دور رفت این مرحله از رقابت ها شهرداری گرگان در حالی میزبان آرارات بود که بازی رفت خود در دور مقدماتی را مقابل این حریف برنده شده بود و بدبین ترین هوادار شهرداری هم فکر باخت به ذهنش خطور نمی کرد. ولی در پایان این دیدار با نتیجه نزدیک ۶۹ بر ۶۶ به سود میهمان خاتمه یافت تا شرایط شهرداری سخت تر از گذشته شده و باید بازی برگشت را در تهران حتما با نتیجه برد به پایان برساند تا از خطر سقوط به طور کامل رها شده و جزو ۸ تیم بالای جدول باشد.
شرایط این دیدار بی شباهت به بازی پردیس متحد قزوین و گرگان نبود. در آن بازی هم تیم شهرداری با ۱۰ امتیاز اختلاف از قزوین پیش بود ولی در پایان نتیجه را واگذار کرد و در این دیدار هم گرگان با ۱۲ امتیاز برتری داشت ولی پرتاب های ۳ امتیازی موفق آرتین یوسفی و بازیکن آمریکایی کوتاه قامت و تازه وارد این تیم شهرداری را زمین گیر کرد.
اگر در این دیدار تیم شهرداری از فردی به عنوان آنالیزور استفاده می کرد شاید شرایط خیلی فرق می کرد. دیدن بازی از پایین و قرار داشتن در هیجان بازی قدرت تفکر را از هر مربی می گیرد و به نظر من شهرداری در این دیدار اگر می توانست تیم آرارات را خوب آنالیز و اجازه ندهد که این تیم مبادرت به پرتاب ۳ امتیازی کند بدون شک موفق بود. حتی در نیمه ی نخست هم ۳ پرتاب ۳ امتیازی آرارات از داخل حلقه بیرون آمد ولی شهرداری این زنگ خطرها را جدی نگرفت و در بازی که تنها یک پرتاب موفق ۳ امتیازی از خسروی به ثمر نشست بازی برده را واگذار کرد تا چشم به دیدار برگشت داشته باشد.
از چند هفته قبل افت فشار گاز شهري اکثر نقاط کشور را در برگرفت و در استان هاي شمالي کشور مثل گرگان حتي منجر به قطعي کامل گاز شد.
معضل کمبود نان، وسايل گرمايشي، سوخت و بسياري از نيازهاي ديگر در آن شرايط بحراني که سرماي شديدي هم حاکم بود، تلخي هاي خود را به مردم نشان داد و در اين شرايط خوراک بسياري از نشريات استاني و سراسري هم فراهم گرديد.
بسياري از آنها اين قضيه را تيتر يک خود کردند و به تحليل آن پرداختند که البته ايرادي هم نداشت.
ولي به نظر من مساله گاز هرچقدر بدي و زشتي داشت، ولي خوب حداقل به قول دوستان ما در «پژواک سخن» خيلي خوبي ها داشت.
اين نشريه در تازه ترين شماره خود مطبوعات محلي و استاني را که به قضيه قطعي گاز پرداخته بودند، مورد حمله قرار داده و معتقد است که اتفاق خاصي نيفتاده بود که اينقدر به اين موضوع پرداخته شود. اين نشريه معتقد است بسياري از نشريات استاني که سر دشمني با اين نظام را دارند به بررسي گاز پرداخته اند و خواسته اند از آب گل آلود ماهي بگيرند!!!
پژواک سخن معتقد است که قطعي گاز باعث شد که مردم قدر اين نعمت الهي را بيشتر بدانند و در مصرف آن صرفه جويي کنند. (اين هم از خوبي هاي آن)
ولي حتمن يکي از خوبي ها را فراموش کرده اند که بنويسند و آن مشخص شدن دروغگو بودن مسئولين ذيربط است. قبل تر از اين بسياري از مردم به اين مساله شک داشتند ولي در حال حاضر شک آنها به يقين تبديل شد که بسياري از مسئولين شان دروغ مي گويند.
در روزي که روزنامه ي سراسري ... مي نويسد «امروز مشکل گاز در کشور به طور کامل حل مي شود» دقيقا در همان روز دوباره گاز در گرگان قطع مي شود. (البته من فقط گرگان را اطلاع دارم)
معلوم نيست که در اين مملکت چه خبر است؟ از عالم و آدم دروغ مي شنوي. نمي داني دم خروس را باور کني يا قسم حضرت عباس را؟ يقين دارم که مردم از حرف هاي ضد و نقيض بيشتر از قطعي گاز رنج مي برند.
در پايان از خدا مي خواهم که آخر و عاقبت ما را به خير گرداند و اگر هم جهنمي هستيم ما را به «جهنم ايراني ها» ببرد!!!
(اگر داستان جهنم ايراني ها را نمي دانيد، پيغام بگذاريد برايتان بنويسم)
در هفته پاياني رقابتهاي ليگ برتر بسكتبال كشور، تيم شهرداري گرگان در شرايطي ميزبان گل گهر سيرجان بود كه بازي هفتهي گذشتهي خود را مقابل هيات بسكتبال شهر كرد با پيروز پشت سر گذاشته و اگر در ميدان آخر هم پيروز از ميدان خارج ميشد، بازي پلي آف را با تيم آرارات تهران برگزار ميكرد ولي اگر اين بازي را واگذار ميكرد، ...
بی تردید واقعه عاشورا و قیام کربلا را کسی جز حسین (ع) نمیتوانست رقم بزند و این بدان معناست که حرکت انقلابی عاشورا از کسی جز حسین انتظار نمیرفت.
شهید قلب تاریخ است که میتواند خون حیات را در رگهاي خشك جامعه به حرکت درآورد و شهادت هنر مردان خداست و حسين مرد خدا بود.
قیام عاشورا را از 4 منظر میتوان مورد بررسي قرار داد: 1- شجاعت 2- وفاداري 3- مكتب 4- عقيده
در واقعهي كربلا ...